موضوع: کتب استفتائی
مرجع: حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی
« احكام نماز »
قبل از ورود در احكام نماز اشاره به دو نكته لازم است:
(اوّل) اهمیت نماز: در قرآن مجید نزدیك به صد مورد از نماز گفتگو شده ، و اشاره به دو مورد آن كافیست:
۱ ـ بعد از آن كه خداوند متعال حضرت ابراهیم (علیه السلام) را به مقام نبوّت و رسالت و خلّت اختیار نمود و به كلمات آزمایش و مبتلا كرد و آن حضرت كلمات را اتمام نمود ، به مقام امامت نایل شد ، و آن قدر عظمت مقام امامت ـ بعد از آن همه مقامات ـ در نظرش جلوه كرد كه ( قالَ وَ مِنْ ذُرِّیتِى ) (گفت و از براى فرزندان من هم؟) جواب شنید: ( لا ینالُ عَهْدِى الظّالِمِینَ ) (پیمان من به ظالمین نمى رسد) ، و در عظمت نماز همین اندازه بس كه آن كس كه خداوند متعال براى او مقام امامت را خواست و او براى ذریه اش مسألت كرد ـ بعد از طىّ تمام مقامات ـ در جوار خانه خدا از خداوند متعال خواست: ( رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلوةِ وَ مِنْ ذُرِیتی ) (پروردگارا مرا اقامه كننده نماز قرار بده و ذریه مرا).
و همچنین بعد از آن كه ذرّیه خود را در نزد بیت مسكن داد ، گفت ( رَبَّنا اِنِّی اَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِیتی بِواد غَیرِ ذِی زَرْع عِنْدَ بَیتِكَ الْمُحَرَّمِ ، رَبَّنا لِیقِیمُوا الصَّلوةَ )پروردگار ما هر آینه من از ذریه خودم مسكن دادم به بیابان بدون زرع نزد خانه محترم تو ، پروردگارا براى این كه اقامه نماز بنمایند.
۲ ـ در قرآن مجید یك سوره به نام مؤمنون است ، و در آن مؤمنان به خصوصیاتى معرّفى شده اند ، و اوّل خصوصیتى كه به آن ابتدا شده این است كه: ( الَّذینَ هُمْ فی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ) (آنان كه همانا در نمازشان خاشعند) و آخر خصوصیتى هم كه به آن ختم مى شود ( وَ الَّذینَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ یحافِظُونَ ) (و آن چنان كسانى كه همانها بر نمازهایشان محافظت دارند).
پس افتتاح ایمان و ختم ایمان به نماز است ، و ثمره آن هم این آیه است: ( اُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ * اَلَّذینَ یرِثُونَ الْفِرْدَوسَ هُمْ فیها خالِدُونَ )
و از سنّت همین اندازه بس است كه از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده كه فرمودند: بعد از معرفت خدا چیزى را افضل از این صلوات پنجگانه نمى دانم ، و عدم علم از آن حضرت ، علم به عدم است ، و این روایت بیان كلام خداست ، و خداوند متعال هم در قرآن مجید مى فرماید: ( ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقینَ * اَلَّذینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ وَ یقیمُونَ الصَّلوةَ ) بعد از ایمان به غیب اقامه نماز ذكر شده است.
و در عظمت نماز همین اندازه كفایت مى كند كه جامع تر از نماز بین عبادات عبادتى یافت نمى شود ، زیرا این عبادتى است مشتمل بر عبادت فعلى و بر عبادت قولى ، و عبادت فعلى آن شامل افعال عبادى از ركوع و سجود و قیام و قعود است ، و عبادت قولى آن شامل قرائت و ذكر و جامع جمیع معارف الهیه از تسبیح و تكبیر و تحمید و تهلیل كه اركان اربعه معارف حضرت حقّ سبحانه و تعالى است ، و مشتمل است بر تمام عبادات ملائكه مقرّبین ، كه عدّه اى از آنها عبادتشان در قیام است و عدّه اى در قعود و جمعى در ركوع و جمعى در سجود.
و عناوینى كه براى نماز در روایات وارد شده زیاد است كه از آن جمله است: «رَأْسُ الدّینِ ، وَ اخِرُ وَصایا الاَْنْبِیاءِ ، وَ اَحَبُّ الاَْعْمالِ ، وَ خَیرُ الاَْعْمالِ ، وَ قِوامُ الاِْسْلامِ ، وَ اِسْتِقْبالُ الرَّحْمنِ ، مِنْهاجُ الاَْنْبِیاءِ ، وَ بِه یبْلُغُ الْعَبْدُ اِلَى الدَّرَجَةِ الْعُلْیا».
(دوم) انسان مواظب باشد كه به عجله و شتاب زدگى نماز نخواند ، و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد ، و متوجّه باشد كه با چه كسى سخن مى گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم ناچیز ببیند.
و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید و گناهانى را كه مانع قبول شدن نماز است مانند حسد ، كبر ، غیبت ، خوردن حرام ، آشامیدن مسكرات ، ندادن خمس و زكاة و بلكه هر معصیتى را ترك كند.
و همچنین سزاوار است كارهایى را كه ثواب نماز را كم مى كند به جا نیاورد ، مثلا در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نایستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند ، و كارهایى را كه ثواب نماز را زیاد مى كند به جا آورد ، مثلا انگشتر عقیق به دست كند و لباس پاكیزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نماید.